...

خرید بک لینک

ما در مورد مثبت اندیشی صحبت می کنیم و خیلی از صحبت هایمان در مورد این هست که می گوییم مثبت فکر کنید تا اتفاقات مثبت سر راهتان قرار بگیرد

Image result for u202bعکس طبیعتu202cزمانی که کسی را از دست می دهیم چطور باید مثبت باشیم؟

اکثر افراد نسبت به مرگ حس منفی و بدی دارند ببینید عزیزان حس بد نسبت به مرگ به دلیل عدم شناخت ما نسبت به مرگ است و وقتی ما شناخت بیشتری نسبت به مرگ پیدا می کنیم اون حس منفی و بد را از دست می دهیم و خود به خود حس مثبتی جایگزین می شود.

برای اینکه مرگ را بهتر بشناسیم گریزی می زنیم به اشعار و گفتار بزرگان

مولوی در مثنوی معنوی خیلی زیبا می گوید:

آزمودم مرگ من در زندگی است چون رهم زین زندگی، پایندگی است

می گوید من امتحان کردم و به این نتیجه رسیدم که مرگ من، زندگی من در این دنیاست (یعنی زندگی که الان زمانم را با آن میگذرانم) در واقع من وقتی به سمت ابدیت و خوشی می روم که از این زندگی رها بشوم.

و در شعری دیگر می گوید:

1_بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید در این عشق چو مردید همه روح پذیرید

2_بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید کز این خاک برآیید سماوات بگیرید

3_بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید

4_یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید

5_بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا برشاه چو مردید همه شاه و شهیرید

6_بمیرید بمیرید و زین ابر برآیید چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید

خیلی خیلی زیبا مولانا در بیت (3) به مرگ اشاره می کند و می گوید شما وقتی که از نفس نجات پیدا کنید، مثل اسیری که مدت ها در زندان بوده و رها می شود و حس آزادی کامل به آن دست می دهد.

و در بیت (2) خیلی زیبا می گوید به هیچ عنوان از مرگ نترسید وقتی که شما از خاک بعد از مرگ بیرون می آیید آگاهیتان شروع به پرواز می کند و از بدن و تن شما جدا می شود و آن موقع است که تازه اوج می گیرید.

Related image
نفس مانع رشد و شکوفایی درون ماست

پس قبل از هر چیزی ما باید از این نفس و من ذهنی رها پیدا کنیم (این نفس بیشتر باعث ایجاد وابستگی ما به اجسام، اشیا و انسان ها می شود)، وقتی که شما از وابستگی رها می شوید شما به آن رهایی کامل دست پیدا می کنید.

خیلی ها در زندگی پدر،مادر یا فرزندان یا هر یک از عزیزانشان را ازدست می دهند و تا آخر عمر خود عزادارند و این کاملا غلط است، قبول دارم که سخت است اما ما به خاطر عدم شناخت خود است که عزادار می شویم، پس ما بیایم رشته های وابستگی را پاره کنیم خیلی ها هستند نسبت به خانه یا ماشین خود وابسته اند و این اصلا درست نیست.

یکی سوال پرسید شما که می گویید وابسته نباشید پس چطور از موفقیت صحبت می کنید و می گویید ما باید همیشه رو به رشد باشیم و خیلی چیز ها را در زندگی به دست آوریم؟

الان هم من می گویم اصلا رسالت تحول فردی هم همین است که ما باید تو این زندگی وفور نعمت الهی را درک کنیم و بهترین زندگی را باید داشته باشیم و از لحاظ مادی و معنوی باید تلاش کنیم که روز به روز زندگی هایمان بهتر شود ولی این تلاش کردن نباید باعث ایجاد وابستگی ما نسبت به آن ها شود.

بین وابستگی و رشد کردن و به دست آوردن خیلی فرق است طرف هست خیلی مولتی میلیاردر و یک انسان کاملا عارف وقتی پولی را از دست می دهد اصلا ناراحت نمی شود در عین دارا بودن وابستگی را ندارد از نظر من اوج بندگی را داراست، خداوند تمام کائنات را برای ما که اشرف مخلوقاتیم طراحی کرده است تا رشد کنیم و به دست آوریم ولی این ما بین یک نقطه ای است که خیلی باید مراقب باشیم و آن این است که در عین به دست آوردن نباید وابسته باشم چون وابستگی ما را اسیر و دچار غم و اندوه می کند.

Image result for u202bعکس طبیعت برای وبلاگu202cپس حالا که مرگ را بهتر شناختیم و تا حدی متوجه شدیم که این مرگ نیست که باعث ایجاد ناراحتی در ما می شود بلکه وابستگی ما به آن است.

وقتی وابسته نباشیم خیلی راحت می توانیم در حالت پذیرش قرار بگیریم مرگ جزئی جدایی ناپذیر از زندگی تک تک افراد است و یک جای دیگر خیلی قشنگ امام حسین (ع) به حضرت قاسم (ع) می گوید:

تو مرگ را چطور می بینی؟

حضرت قاسم (ع) فورا جواب می دهد:

عمو جان شیرین تر از عسل مرگ را میبینم.

این آدم قبل از اینکه مرگ جسمانی را تجربه کند مرگ نفسانی را تجربه کرده و خودش را از وابستگی ها رها کرده است. این خیلی مهم است که ما به درجه ای از آگاهی برسیم امثال مولانا و حضرت قاسم (ع) و مثل تمام بزرگانی که در عین رشد و شکوفایی رها بودند و آن حس خوب را در تمام مراحل زندگی دارا بودند.

Related imageشما وقتی مرگ را شناختید و متوجه شدید مرگ پله ای است برای رسیدن به آن نقطه ی نورانی که ما بهش می گوییم خدا و یک سری می گویند اولوهیت، انرژی نامحدود، عقل کل، انرژی کیهانی، شعور کیهانی و... ببینید همه ی این ها به یک قدرت نامحدود و به آن عشق نامتنهاهی و به خدا اشاره می کنند پس ما با مرگ یک پله نزدیک تر به اصل خود می شویم و چه کسی دوست ندارد به اصل و اساس خودش بازگردد؟

وقتی ما به منبع دورنی خودمان (که همان خدا و عشق الهی است) وصل می شویم در تعادل قرار می گیریم وقتی در تعادل قرار بگیریم همیشه حس هایمان خوب است و همیشه شکرگزارهستیم حتی در وجود اتفاقات بد زندگی...و به همه چیز دیدگاه هایمان مثبت می شود و می دانیم همه چیز در جهت رشد و شکوفایی ما انسان هاست پس مثبت باشیم تا کائنات و خداوند نعمت ها را جلویمان قرار بدهد.

#هیرش_کریمیان

فرق بین زنده بودن و زندگی کردن!...

ما را در سایت فرق بین زنده بودن و زندگی کردن! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 81 تاريخ: چهارشنبه 8 اسفند 1397 ساعت: 12:22

صفحه بندی